در نقد دانشگاه

مرثیه ای نسل بیتی برای دانشگاه


مرثیه ای نسل بیتی برای دانشگاه
به این نوشته امتیاز دهید

دانشگاه نزدیک ترین دوست و دشمن ما

باید بنویسم این کلمه یعنی” دانشگاه” دیگه جز یک لاشه ی لعنتی چیزی نیست. باید بالای تن لت و پارش ورد ِ رحمت و مغفرت بخونیم. “دانشگاه” این روزها نزدیک ترین دوست و وحشی ترین دشمن ماست. با وعده های تو خالیش، فضای وهم آلودش و وعده آینده های نه چندان نزدیکش. توی کلاس تیاتر دکتر خاکی نقش یک نویسنده ی از دنیا بریده رو برای تمرین کلاسی یکی از بچه ها بازی کردم، یک بازی کاملا بدردنخور و بیجون، گفتگوی شبانه ی دورنمات. خبری نبود از هیچی، بچه های هنر قیافه هاشون داغون تر از بقیه ست. امیدشون از دانشگاه به کل بریده. نقش بازی میکنن نقش یک نویسنده ی از دنیا بریده.

پزشک هامون دارن شکم پر کنی رو یاد میگیرن با تفاوت وعده های ناهار وشام وزرات علوم و وزرات بهداشت. پای ماهی سلف ما نون خالیه، اونا زیتون و دلستر. بچه های مهندسی توی دام صدتا شبیه سازی احمقانه گیر افتادن، سی ثانیه از یک لوله رو شبیه سازی میکنند و این دو ماه وقت خودشون و کامپیوترشون رو میگیره. یعنی برای شبیه سازی سی ثانیه سه ماه عمر تلف میکنند، یک جهان کوچیک رو میسازن و.یک جهان بزرگ رو خراب میکنند تا چی شه!؟ مثلن دوبشکه نفت بیشتر استخراج شه!؟ ادبیات چی های دانشگاه خسته شدن، یا باید پای استخون های سعدی و حافظ تلف شن یا باید از ساختارشکنی و نظریه های بیخود جدید خزعبل ببافن که پایان نامه شون بشه” بررسی ساختارشکنانه ی استخون های سعدی” دست آخر همه ی این ها تموم میشه و استادا روز دفاع فقط غلط های ویرایشی ت رو میگیرن و جلوی هم با معلوماتشون زورآزمایی میکنن و پز میدن!

انجمن های اسلامی 4 سال نق میزنن که چیزی دست ما نیست و 4 سال بعد تنها چیزی که دستشونه دستمال مایه مالی آقایون دولتیه! تهش هم نهایت جرات شون تلق و تلوق های حزبی و زدن عکس زندانی های سیاسی توی برد سبز رنگ. شوراهای صنفی فکر شکم و لاف و دشک و یک ژست حق طلبانه برای رفع دزدی ها و ایجاد یک عدالت فکاهی. رابطه های احمقانه، شب های عرق خوری، شب های علف کشی، پیاده قدم زدن های جفت دانشجو هایی که میرن خونه مجردی دوستاشون، بازی بطری احمقانه و سوال های سکسی، امتحان های اضطراب زا، کلاس فلسفه و سر کلاس شومن هایی مثل یوسف اباذری نشستن و ژست روشنفکری و چپ شدن و حماقت بی اندازه ی حرف زدن و استدلال کردن. اتوریته ی استادا، مرخصی های بی موقع شون، زور گفتن کارمندا، دروغ هاشون،دزدی هاشون، فروختن یارانه های دانشجویی، فساد اداری، فامیل بازی، دادن سلف آزاد به فامیل رییس فلان جا، خلاصه کثافت سرتا پای دانشگاه، تهش هم بی هیچ انگیزه و آینده ای.

دانشگاه نزدیک ترین دوست و دشمن ما.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.